
تکـه یخی که عـاشـق ابــر ِعـذابمی شودسر قـرار عـاشـقی همیـشـه آب می شود به چشم فرشزیـر پـاسقف که مبتلا شودروز وصـالشان کسی خانه خـراب می شود کـنـار قـله های غـم نخوان برای سـنـگ هاکوه که بغض می کند سنگ،مذاب می شود بـاغ پر از گُلی که شب نظر به آسـمـان کندصبح به دیگ می رود ؛ غنچه گلاب می شود...چه کـرده ای تـو بـا دلم که از تو پیش دیگرانگلایه هم کهمی کنم شعر حساب می شود عاشق گمنام نوشت: لذت بخش ترین حادثه در میان خط خطی های تلخ سرنوشت یافتن فقط یک کلمه است : « تــــــــــــــو »...
ادامه مطلب