خرید بک لینک
برای قلبم چه طرحی بریزم تا عاشقت نباشد؟ لبانم را چه بیاموزم که تو را نبوسد و طاقتم را که دندان بر جگر بگذارد؟ به شعرم چه بگویم که منتظرم باشد تا بعد؟ و حال آنکه روزی که تو را نبینم بی نهایت است... عادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه رضایی تاريخ: چهارشنبه 4 ارديبهشت 1398 ساعت: 11:56

باید حرف زد
گاه باید سکوت کرد
حرف دل که گفتنی نیست !
باید آدمش باشد
کسی که با یک نگاه کردن به چشمت تا ته بغضت را بفهمد...

عاشق گمنام نوشت:

مواظب رایحه
حرفهایمان باشیم
رایحه حرفهایمان تا
ساعتها روی جان وتن می نشیند
تاسالها درخاطره ها
جاخوش میکند
عطرحرفهایمان هرچه باشد
تندوتلخ،گرم وشیرین و...
مارادرخاطره هابه
یادمیآورد

برچسب: نویسنده: فاطمه رضایی تاريخ: پنجشنبه 5 مرداد 1396 ساعت: 4:31

هروقت گریه میکنم سبک می شوم عجب وزنی دارد چند قطر اشک....!!! عاشق گمنام نوشت: فکر کردن کار سختی است، به همین خاطر اکثر مردم قضاوت می کنند!ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه رضایی تاريخ: پنجشنبه 5 مرداد 1396 ساعت: 4:31

وقتی که بفهمی نباید نسبت به هر چیزی واکنش و نظر بدهی، عاقل شدهای

عاشق گمنام نوشت:

✤ خدایا تو میدانی آنچه را که من نمیدانم
✤ در دانستن تو آرامشی است و در ندانستن من تلاطمها
✤ تو خود با آرامشت تلاطمم را آرام ساز . . .

برچسب: نویسنده: فاطمه رضایی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 20:10

-#دستات .. +دَستام چی؟ -حس #امنیَت بم میده عاشق گمنام نوشت: ﻘــﺪﺭ.... #ﺷـــﺐ #ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻣ ﺁـــﺪ ﻭﻗﺘـــ... #تنهایی....!! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه رضایی تاريخ: دوشنبه 5 تير 1396 ساعت: 6:24

همیشهپر از مهربانی بمان حتی اگر هیچ ڪسقدر مهربانیت را نداند این ذات و سرشت توستڪه مهربان باشی تو خدایی داریڪه به جای همه برایتجبران میڪند عاشق گمنام نوشت: 《زنانه 》عاشق شو 《مردانه 》 از عشقت محافظت کن 《وکودکانه 》سالهای سال عشقت را تازه نگهدار!!! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه رضایی تاريخ: دوشنبه 5 تير 1396 ساعت: 6:24


دعای خیر مادر
مثل قرص
زیر زبانی است
وقتی که
روزگار قلبت را
به درد می آورد..


عاشق گمنام نوشت:

کاش خوشبختی هم

مانند مرگ

حق هر انسان بود ....ufeff

برچسب: نویسنده: فاطمه رضایی تاريخ: دوشنبه 5 تير 1396 ساعت: 6:24


آدم مگه برایِ عشقش چیزِ بد آرزو می کنه ؟


عاشق گمنام نوشت:


باید امشب بروم بر سر یک بام بلند !
شهر را از خطرچشم تو آگاه کنم...

برچسب: نویسنده: فاطمه رضایی تاريخ: دوشنبه 5 تير 1396 ساعت: 6:24

مهم نیست کف پاتو شستی یا نه؟! حتی مهم نیست کف پات نرمه یا زبر، اما این مهمه... که وقتی از زندگی کسی رد می شی، رد پای قشنگی از خودت به جا بگذار. عاشق گمنام نوشت: تمام داراییِ من دلی ست..! که احرام بسته و قصدِ طوافِ نگاهِ تو را کرده ....!ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه رضایی تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 11:13

از یه جایی به بعد دیگه بزرگ نمیشیم؛ پـیر میشیم، از یه جایی به بعد دیگه خسته نمیشیم؛ می بُرّیم، از یه جایی به بعد دیگه تکراری نیستیم؛ زیادی هستیم،عاشق گمنام نوشت: قدر خودمون ، دوستانمونو، زندگیمونو و کلأ حضور خوشرنگ مون رو تو صفحهء دفتر خلقت بدونیم... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه رضایی تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 11:13

همانقدر که مسخره می کنیم ، احترام نمی گذاریم همانقدر که اشتباه میکنیم ، تفکر نمیکنیم همانقدر که عیب میبینیم ، برطرف نمی کنیم همانقدر که از رونق می اندازیم ، رونق نمی بخشیم همانقدر که کینه به دل می گیریم ، محبت نمی کنیم همانقدر که حرف میزنیم ، عمل نمی کنیم همانقدر که می گریانیم ، شاد نمیکنیم همانقدر که ویران میکنیم ، آباد نمیکنیم همانقدر که کهنه میکنیم ، تازگی نمی بخشیم همانقدر که دور میشویم ، نزدیک نمی کنیم همانقدر که آلوده میکنیم ، پاک نمیکنیم عاشق گمنام نوشت: همیشه دیگران مقصرند ، ما گناه نمیکنیم ...ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه رضایی تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 11:13

گاه دلتنـــــــگ می شوم دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی ها حسرت ها را می شمارم و باختن ها و صدای شکستن را نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردم و کدام خواهش را نشنیدم و به کدام دلتنگی خندیدم که چنین بارانیــــــــــم عاشق گمنام نوشت: حال عجیبی دارم این روزا ابری شدم نزدیک بارونم چندتا بهارو برنمیگردی چند ساله درگیر زمستون...ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه رضایی تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 11:13


باران بند آمد...
مزرعه درو شد ...کلاغ رفت...
بیچاره مترسک احساسش را به کسی سپرده بود
که برای نیازش، "تنهاییش" را پر کرده بود...


عاشق گمنام نوشت:

بندِ دلی پریشان بود.. که باران را به بند آورد..

برچسب: نویسنده: فاطمه رضایی تاريخ: جمعه 13 اسفند 1395 ساعت: 20:42

به گمانم دارم عاشق میشوم بانو چیزی شبیه به دلهره در من فروریخت امروز اما عاشق که؟؟ امروز حس عجیب دارم از صبح دلم میخاست همه دنیا را خبر کنم عاشق گمنام نوشت: گاهی از خیال من گذر می کنی … بعد اشک می شوی و رد پاهایت خط می شود روی گونه ی من … ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه رضایی تاريخ: جمعه 13 اسفند 1395 ساعت: 20:42

گـاهـی بــاید رفـت و بعضـی چیــزهای بردنـی را بـا خـود بــرد ، مـثل یـــــاد ،مـثل غــرور ، و آنچــه ماندنـیست را جــا گــذاشت ، مـثل خــاطره ،مـثل لبـخند عاشق گمنام نوشت: سخت است اتفاقی را انتظار بکشی که خودت هم بدانی در راه نیست !ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه رضایی تاريخ: جمعه 13 اسفند 1395 ساعت: 20:42

صفحه بندی