خرید بک لینک


باران بند آمد...
مزرعه درو شد ...کلاغ رفت...
بیچاره مترسک احساسش را به کسی سپرده بود
که برای نیازش، "تنهاییش" را پر کرده بود...


عاشق گمنام نوشت:

بندِ دلی پریشان بود.. که باران را به بند آورد..

برچسب: نویسنده: فاطمه رضایی تاريخ: جمعه 13 اسفند 1395 ساعت: 20:42

صفحه بندی