بندِ دلی...

خرید بک لینک


باران بند آمد...
مزرعه درو شد ...کلاغ رفت...
بیچاره مترسک احساسش را به کسی سپرده بود
که برای نیازش، "تنهاییش" را پر کرده بود...


عاشق گمنام نوشت:

بندِ دلی پریشان بود.. که باران را به بند آورد..

لعنت به این خواب......

ما را در سایت لعنت به این خواب... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 64 تاريخ: جمعه 13 اسفند 1395 ساعت: 20:42

صفحه بندی